[صفحه اصلی ]   [ English ]  
:: صفحه اصلي :: English Page ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
آشنایی با پژوهشکده::
گروه های پژوهشی::
آموزش::
کلینیک ها و مراکز تخصصی::
خدمات تخصصی::
دانستنی های سرطان::
انتشارات::
با بهبودیافتگان::
خیرین سرطان::
برقراری ارتباط::
اخبار پژوهشکده::
پرداخت الکترونیکی::
::
نوبت دهی اینترنتی کلینیک

AWT IMAGE

..
آدرس سازمانی (Affiliation)
آدرس سازمانی (Affiliation) پژوهشکده معتمد جهاددانشگاهی در مقالات و منابع علمی 
فارسی: مرکز تحقیقات سرطان پستان، پژوهشکده معتمد، جهاددانشگاهی، تهران، ایران
English: Breast Cancer Research Center, Motamed Cancer Institute, ACECR, Tehran, Iran
..
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
webmail

 AWT IMAGE

..
اتوماسیون

AWT IMAGE

..
نماد اعتماد الکترونیکی
..
:: مرحله تصمیم گیری ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۳/۴/۳۰ | 
مرحله تصمیم گیری

 
  وقتی تشخیص را فهمیدم آنقدر جا خوردم که حتی نمی تواستم فکر کنم (تصور می کردم که دیگر کارم تمام است)، ولی پسر و عروسم خیلی با من همراه بودند عروسم وقتی دید من خودم را باخته ام گفت: شما نباید اینگونه فکر کنید ما برای اطمینان، جواب آزمایش را به چند جراح دیگر نشان می دهیم و تشخیص آنها را هم می پرسیم. سپس به سه جراح دیگر مراجعه کردیم و آنها هم تشخیص همان جراح اول را تأیید نمودند. بالاخره عمل جراحی انجام شد و مراحل بعدی را هم طی کردم. در کلیه مراحل بیماری و مخصوصا برای انتخاب بهترین روش درمان، شوهر و خانواده ام همراهی و یاریم کردند. حالا خوشحالم که تردیدها را کنار گذاشتم و درمانم را به موقع و کامل انجام دادم. 

  دوست خردمندی داشتم که می توانستم مشکلاتم را با او مطرح کنم. این دوست خانوادگی، چهاردهه قبل فهمیده بود که سرطان پستان دارد. در آن زمان، داروها حرف زیادی برای گفتن نداشتند. علیرغم اینکه پیش آگهی بدی را در مورد بیماریش شنیده و دانسته بود که ممکن است کمتر از پنج ماه دیگر زنده باشد اما نومید نشد و مشکلات را پس زد. او به من ارزش یک درمان مناسب که توأم باشد با امیدواری، دریافت حمایت، خندیدن به منظور افزایش ایمنی و پیدا کردن اهداف نو را گوشزد کرد. او گفت هدفش آن است که بیشتر از پزشکش عمر کند و کرد!! بیست و یک سال بیشتر از پزشک معالجش زندگی کرد!!»

  هرکسی بتازگی مبتلا به سرطان شده باشد، در قدم اول باید اطلاعات کاملی در مورد این بیماری، ( چگونگی پیدایش، نحوه تشخیص و شیو ه های درمان آن) بدست بیاورد. همچنین بایستی کاملاً متوجه اهمیت مراحل درمانی باشد و بداند اگر درمانها را بطور کامل انجام دهد، دوباره به زندگی عادی بر می گردد و مانند بسیاری دیگر می تواند سالها زنده بماند و عمر طبیعی داشته باشد. به نظر من این نوعی خودخواهی است که کسی درمان ها را کامل انجام ندهد، زیرا وجود ما تنها به خودمان تعلق ندارد بلکه متعلق به جامعه و خانواده هم هست. افراد خانواده ما با روحیه خوب ما زنده هستند. بنابراین با اعتماد به لطف خداوند باید روحیه خودمان را حفظ کرده و بدنبال درمان برویم و هرچه پیش آمد آن را بپذیریم.

  پذیرش اولیه چیزهایی که در موردشان اطلاع درستی نداریم خیلی سخت است ولی وقتی آگاهی مان بیشتر شد، پذیرش آسان تر می گردد. در ابتدای بروز هر مشکلی اول آدم فکر می کند خیلی بزرگ و حل نشدنی است. اما با گذشت زمان، افزایش تجربیات، تغییر دیدگاههای فردی و نیز کمک دیگران مسئله قابل حل می شود
  ابتلا به سرطان پستان برای من یک چیز فوق العاده بود. حالا با گذشت 13 سال از در مانهایم برا ی کسانی که ممکن است تازه مبتلا شده باشند می گویم، در طول زندگیم مدتها در پی این بودم که یاد بگیرم چگونه ترک تعلقات کنم. با پیش آمدن تجربیات این بیماری متوجه شدم  اینها همه از الطاف خداوندی  نسبت به من بوده است. حالا از خدای خودم بسیار بسیار ممنونم که یک تجربه خوب به من داد. البته من هم تا زمانی که درمان می کردم (شیمی درمانی و غیره) مثل بقیه بودم، یعنی گاهی حال خوشی نداشتم اما درمانها مراحل خود را طی می کردند. بالاخره بعد ازاتمام درمانها و طی شدن دوره بیماری فهمیدم تمام این مراحل برای من نعمت بود نه نقمت!!
از مرگ می ترسیدم، از این که بمیرم و دوفرزندم را تنها بگذارم ولی حال می توانم هرچیزی را در اطراف خودم تحسین کنم ، بخصوص خانواده و دوستانم را ! نمی دانم بدون آنها چطور می توانستم به زندگی ادامه بدهم حالا 9 سال از آن تاریخ می گذرد و من هرسال از اینکه در کنار خانواده ام هستم خداروشکر می کنم.
تعدا انگشت شماری از مردم متوجه می شوند که شما به عنوان یک بیمار مبتلا به سرطان در چه شرایطی هستید آنها سعی می کنند درک کنند اما نمی توانند مگر اینکه خودشان مبتلا باشند من فکر میکنم مهمترین خواسته برای آن دسته از بیمارانی که تحت درمان قرار می گیرند این است که به آنها امید بهبودی ، زنده ماندن و موثر بودن معالجات داده می شود.
یکی از محاسن زندگی کردن با سرطان، تقویت ارتباط عاطفی من با همسر و فرزندانم بوده است ما حالا با یکدیگر مهربان تریم و درک می کنیم که هیچ وقتی برای تلف کردن و گفتگوهای آزاردهنده نداریم.
غمزده و ناراحت بودم متوجه شده بودم که تمام چیزهایی که از آنها می ترسیدم حالا در مقابلم هستند ولی حالا انگار مدام در سفرم و دائماً در بهبودی، پس از مشاوره های فراوان که گاه فردی و گاه همراه با همسرم بود زندگی خوبی دارم یادگرفته ام که با خودم و دیگران روراست باشم به نشانه های بدن خودم توجه میکنم و به آنچه از من می خواهد احترام می گذارم.

  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


کد امنیتی را در کادر بنویسید >
::
دفعات مشاهده: 2079 بار   |   دفعات چاپ: 523 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 6 بار   |   0 نظر
پژوهشکده معتمد جهاد دانشگاهی Motamed Cancer Institute
Persian site map - English site map - Created in 0.05 seconds with 49 queries by YEKTAWEB 3638